تبليغاتX
.
السلام علي آل ياسين و السلام عليك يا علي بن موسي الرضا

میلاد باسعادت گل نرگس امام زمان برعاشقان اهل بیت مبارك باد.

 

یا مهدی ادرکنی

مردم ديده به هر سو نگرانند هنوز
چشم در راه تو صاحب‌نظرانند هنوز

لاله‌ها، شعله‌كش از سينه داغند به دشت
در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز

از سراپرده غيبت، خبري باز فرست
كه خبريافتگان، بي‌خبرانند هنوز

رهروان، در سفر باديه حيران تواند
با تو آن عهد كه بستند، برآنند هنوز

ذره‌ها در طلب طلعت رويت با مهر
هم‌عنان تاخته چون نوسفرانند هنوز

طاقت از دست شد اي مردمك ديده! دمي
پرده بگشاي كه مردم نگرانند هنوز

* مشفق كاشاني *

  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 11:11  توسط منتظر عاشق  | 

میلاد پیامبر (ص) و امام جعفر صادق (ع) مبارك باد.

 

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)

 سرو نماند به اعتدال محمد(ص)

 قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر با کمال محمد (ص)

میلاد فخر کائنات و اشرف مخلوقات برترین آفریده خداوند

حضرت محمد مصطفی (ص)

 و همچنین

امام جعفر صادق(ع)

بر همگی مسلمانان و آزادگان جهان مبارک باد.

  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 0:7  توسط منتظر عاشق  | 

شهادت امام حسن عسکری(ع) تسلیت باد.

امام حسن عسکری (علیه السلام) روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال ۲۶۰هجری، هنگام نماز صبح به شهادت رسیدند. ابن بابویه و دیگران گفته‌اند که معتمد عباسی آن بزرگوار را با زهر شهید نمود . . . . . .  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 21:27  توسط منتظر عاشق  | 

 

خجسته ميلاد گل نرگس،

مهدي موعود‹‹عج››

بر همه منتظران آقا مبارك باد.

  

گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم        چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي!

 

مهدي جان نذار كه چشمان گريان منتظران و عاشقانتان  بدون ديدن جمال زيبا و دل‌آراي شما  ازاين جهان بسته شود   

  مهدي جان منتظرانتان به جمعه‌اي چشم دوخته‌اند كه ظهور كنيد وعطر حضور زيبايتان را احساس كنند

مهدي جان منتظرانتان ميخواهند كه با حضور شما جشن ميلادتان را برگزار كنند

مهدي جان منتظرانت تو دعاي ندبه ميگويند ‍‍« متي ترانا و نريك »

 كي باشد ما را ببيني و ترا ببينيم

 

گفتم شبی به مهدی ازتو نگاه خواهم / گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم.

 

شايد آن روز كه سهراب نوشت: ‹‹تا شقايق هست زندگي بايد كرد››

خبر از دل پردرد گل ياس نداشت،

بايد اين طور نوشت:

هر گلي هم باشي، چه شقايق، چه گل پيچك و ياس،

تا نيايد مهدي‹‹عج››، زندگي دشوار است. 

 

تو كه يك گوشه چشمت غم عالم ببرد / حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد

  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:0  توسط منتظر عاشق  | 

 

بفرماييد فردا زودتر فردا شود، امروز!

بفرماييد فروردين شود اسفندهاي ما

نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهاي ما

 بفرماييد هرچيزي همان باشد که مي‌خواهد

همان، يعني نه مانند من و مانندهاي ما

 بفرماييد تا اين بي‌چراتر کار عالم؛ عشق

رها باشد از اين چون و چرا و چندهاي ما

 سرِ مويي اگر با عاشقي داري سرِ ياري

بيفشان زلف و مشکن حلقه‌ي پيوندهاي ما

به بالايت قسم، سرو و صنوبر با تو مي‌بالند

بيا تا راست باشد عاقبت سوگندهاي ما

 شب و روز از تو مي‌گوييم و مي‌گويند، کاري کن

که «مي‌بينم» بگيرد جاي «مي‌گويند»هاي ما

 نمي‌دانم کجايي يا که‌اي، آنقدر مي‌دانم

که مي‌آيي که بگشايي گره از بندهاي ما

 بفرماييد فردا زودتر فردا شود، امروز

همين حالا بيايد وعده‌ي آينده هاي ما

قيصر امين‌پور


  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 7:45  توسط منتظر عاشق  | 

ميلاد سه نور، پاسدار اسلام حضرت امام حسين(ع)، حضرت عباس و سيدالساجدين امام سجاد(ع) بر پويندگان روشنايي مبارك باد.

فرا رسيدن اعياد مبارك شعبانيه و تقارن سالروز ولادت با سعادت سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسين(ع)، سردار رشيد و با وفای کربلا حضرت ابوالفضل العباس (ع) و سيد الساجدين حضرت علی ابن الحسين (ع) را به حضور بقيه الله الاعظم حضرت ولی عصر (عج) و تمامی مسلمين و شيعيان جهان، بويژه شما دوستان و همراهان عزيز تبريک و تهنيت عرض می نمايم.

اميدوارم اين ايام سرآغازي براي شاديها و خوشبختي همه شما عزيزان باشد

  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 17:44  توسط منتظر عاشق  | 

بي تو... غروب جمعه‌ها دلگير است.

 

همه لبخندها بوي تو را مي‌دهند

همه نگاه‌ها غريبند وهيچ چيز همسفر خوبي براي روزهاي بي‌تو بودن نيست    

مي خواهم از غربتم برايت بگويم بگذار آهسته بگويم :

بگذار آهسته بگويم تا تنگ بلور ماهي نلرزد.

بگذار آهسته بگويم تا مهربان‌ترين بنفشه‌ها نشنوند.

بگذار آهسته بگويم تا لانه ي گلي پرستوها خراب نشوند .

بگذار آهسته بگويم تا عطر سيب سرخ در جهنم تنهايي كلبه فراموش نشوند .

 دلم گرفته

تو دير مي‌آيي وهمه دنيا برايم غريبه‌اند.

 آخر انتظار كي به پايان مي رسد.

 بوي غربت ويرانم مي كند. آفتاب هم تنهايم گذاشته است.

فقط تو هستي كه نگاه غرق خواهشم را درمي‌يابي و آن را با ستارگان پيوند زده و باغچه‌اي از گلهاي نقره‌اي مي‌سازي.

اما حال امواج نگاهم جاده‌ي آسمان را مي پيمايد. وقتي به ماه مي‌نگرم چهره‌اش را معصومانه‌ترين و لطيف‌ترين چهره‌ها مي‌يابم. مهتاب هم مرا نمي‌فهمد

 بگذار در درياي عشقت باز در گوشه‌هاي بمانم و در خلوت خويش با حس انتظارت زندگي كنم .

بي تو.... زندگي لمس و احساس بلور گل سرخ نيست‌.

بي تو... چشمان نرگس گريان است.

بي تو... شب بوها با هم بودن را نمي‌فهمند.

بي تو... ابرها فقط بغضند و باران فقط درياي غم.

بي‌تو... گل‌ها نمي‌شكفند.

بي تو... غروب جمعه‌ها دلگير است.

بي‌تو... تنها كسم بي كسي است بي كسي ... !

و تو اي زيبا ترين رنگين كمان خواب‌هاي رويايي‌ام بيا كه ديگر انتظار بس است.

 

الهم عجل لوليك الفرج

 

 

نجواهاي عاشقانه

معلم شهيد دكتر علي شريعتي

شگفتا!

 وقتي كه بود نمي ديدم،

وقتي مي خواند نمي شنيدم؛

 وقتي ديدم كه نبود، وقتي شنيدم كه نخواند...

چه غم انگيز است! وقتي كه چشمه‌اي در برابرت مي جوشد و مي خواند و مي‌نالد، تشنه‌ي آتش باشي و نه آب!

و چشمه كه خشكيد، چشمه از آتشي كه تو تشنه‌ي آن بودي، بخار شد و به هوا رفت و آتش كوير را تافت و در خود گداخت، و از زمين آتش روئيد و از آسمان آتش باريد،

تو تشنه‌ي آب گردي و نه آتش؛

 و بعد عمري گداختن از غم نبودن كسي كه تا بود از غم نبودن تو مي گداخت...

 و اكنون تو با مرگ رفته‌اي و من اينجا، تنها به اين اميد دم مي‌زنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك‌تر مي‌شوم.

خدايا ...

رحمتي كن،

تا ايمان، نام و نان برايم نياورد!...

قوتم بخش، تا نانم را، و حتي نامم را، در خطر ايمانم افكنم! ...

تا از آناني نباشم كه، پول دين را مي گيرند، و براي دنيا كار مي كنند...

بلكه از آناني باشم كه، پول دنيا را مي گيرند ،و براي دين كار مي‌كنند! ...

بگذار تا شيطنت عشق چشمان تو را بر عرياني خويش بگشايد،

هرچند آنچه معني جز رنج و پريشاني نباشد.

اما كوري را هرگز به خاطر آرامش تحمل مكن.

و گناه!

آري، اما اگر گناه نباشد، طاعت را چگونه مي تواني بدست آري؟

چه، انسان تنها فرشته‌ايست كه دستش به خون آغشته است!

وقتي خواستم زندگي كنم، راهم را بستند.

وقتي خواستم ستايش كنم، گفتند خرافات است.

وقتي خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.

وقتي خواستم بگريم، گفتند بهانه است.

وقتي خواستم بخندم، گفتند ديوانه است.

دنيا را نگه داريد، مي‌خواهم پياده شوم!

 

خدايا!
به من زيستنی عطا کن، که در لحظه ی مرگ بر بی‌ثمری لحظه ای که برای زيستن گذشته، حسرت نخورم، و مردنی عطا کن، که بر بيهودگی‌اش سوگوار نباشم.

من اين همه نمي‌نالم،

اهل ناليدن نيستم،

چه خبر است ؟ در دنيا، در زير اين آسمان مگر چيزي هست كه به ناليدن بيرزد؟ 

در برابر وحشي‌ترين تازيانه‌ها، سكوت مردانه و غرور آميز نبايد بشكند .

 در برابر هيچ دردي لب مرد به شكوه نبايد آلوده گردد .

من از ناليدن بيزارم!

سنگين‌ترين دردها و خشن‌ترين ضربه‌هاي آفرينش تنها مي‌توانند مرا به سكوت وا‌دارند 

ناليدن‌، گله كردن‌، شكايت كردن بد است،

من از دو كار نفرت دارم:

يكي درددل كردن كه كار شبه مردهاست و

يكي هم از خود دفاع كردن، براي تبرئه‌ي خود جوش زدن ،

 كه كار مستضعفين است، آدم‌هاي سست.

شجاع به همدرد نيازمند نيست!  از ناله شرم دارم.

 مرد پاك را نيز زندگي و زمان تنها نمي‌گذارند .

زندگيش از او دفاع مي‌كند،

زمان تبرئه‌اش مي‌كند،

پليدان هرگز پاك دامني را نمي توان آلود.

هرچند سنگ‌ها را بسته و سگ‌ها را رها كرده باشند.         «كوير»

*** فرد در موقعي ساخته مي شود كه كوشش مي كند تا ديگران را بسازد

*** دلهاي بزرگ و احساس‌هاي بلند، عشق‌هاي زيبا و پرشكوه مي‌آفرينند.

*** ايمان بي‌عشق، اسارت در ديگران است و عشق بي ايمان، اسارت در خود

***اما چه رنجي است لذت‌ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي‌ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده‌اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت‌تر از كوير است.

 *** به سه چيز تكيه نكن ، غرور، دروغ و عشق.

آدم با غرور مي تازد،

با دروغ مي بازد و

با عشق مي ميرد. 

  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 6:11  توسط منتظر عاشق  | 

ليلة الرَّغائب

شب آروزها

 

اولين شب جمعه ماه رجب را ليلة الرَّغائب( شب آرزوها)  مي گويند و براى آن سفارشي از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار؛ اعمالي دارد، علاقه مندان مي توانند براي اطلاع ،به مفاتيح الجنان(اينجا) مراجعه نمايند ...

از پيامبر خدا نقل شده که چون ماه رجب فرا رسيد مومنين همواره دست بسوي آسمان بردارند و استغفار کنند همانا خداوند متعال آنها را بيامرزد ، اعمال و اذکار بسياري براي ايام ماه رجب وارد شده که در کتب معتبر از جمله مفاتيح الجنان آمده است، در احاديث فراواني که موجود است به روزه داري در اين ماه خصوصا ايام البيض (13،14،15) سفارش فراواني شده ...

 

دوستان در شب آرزوها اين حقير رو هم از دعای خيرتون محروم نفرماييد...

  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 23:43  توسط منتظر عاشق  | 

ميلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا(س) و روز مادر

 

برهمه مادران عزيز و گل ايران زمين مبارك باد.

 

 

باغبان هستي

مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من،

گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند.

گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد.

گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند.

گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد.

گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.

گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد.

مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.

 

فرشته‌اي به نام مادر

 

کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد:

مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد، اما من به اين کوچکي وبدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟

 

خداوند پاسخ داد: در ميان تعداد بسياري از فرشتگان، من يکي را براي تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداري خواهد کرد

اما کودک هنوزاطمينان نداشت که مي خواهد برود يا نه،گفت : اما اينجا در بهشت، من هيچ کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اين ها براي شادي من کافي هستند.

 

خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود

 کودک ادامه داد: من چگونه مي توانم بفهمم مردم چه ميگويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟...

خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زيباترين و شيرينترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني.

 

کودک با ناراحتي گفت: وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟

اما خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت: فرشته ات  دست هايت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد که چگونه دعا کني.

 

کودک سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام که در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي کنند،چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟

فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتي اگر به قيمت جانش تمام شود .

 

کودک با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل که ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود.

خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات هميشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من هميشه در کنار تو خواهم بود

 

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده مي شد.

کودک فهميد که به زودي بايد سفرش را آغاز کند.

او به آرامي يک سوال ديگر از خداوند پرسيد:

خدايا !اگر من بايد همين حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگوييد...

خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:

نام فرشته‌ات اهميتي ندارد، مي تواني او را ... مـادر صدا کني

 

 

 

اگه بدوني چقدر دوستت دارم!

 

امروز صبح که از خواب بيدار شدي، نگاهت مي‌کردم!

اميدوار بودم که با من حرف بزني، حتي براي چند کلمه، نظرمو بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز تو زندگيت افتاد، از من تشکر کني.

اما متوجه شدم که خيلي مشغولي، مشغول انتخاب لباسي که مي‌خواستي بپوشي!

وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي‌دويدي تا حاضر بشي فکر مي‌کردم چند دقيقه‌اي وقت داري که بايستي و به من بگي: سلام!

اما تو خيلي مشغول بودي، يک بار مجبور شدي منتظر بشي و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آن که روي يک صندلي بشيني!

بعد ديدم که از جا پريدي، خيال کردم مي‌خواي با من صحبت کني، اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن کردي تا از آخرين شايعات او با خبر بشي!

تمام روز با صبوري منتظرت بودم، با اون همه کاراي مختلف گمان مي‌کنم که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني!

متوجه شدم قبل از نهار هي دور و برت رو نگاه مي‌کني، شايد چون خجالت مي‌کشيدي که با من حرف بزني، حتي سرتو به طرف من خم نکردي!

تو به خانه رفتي و به نظر مي‌رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري، بعد از انجام دادن چند کار، تلويزيون رو روشن کردي، نمي‌دونم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ تو اون چيزاي زيادي نشون مي‌دن و تو هر روز مدت زيادي از وقتتو جلوي اون مي گذروني، در حالي که درباره هيچ چيز فکر نمي‌کني و فقط از برنامه‌هاش لذت مي بري...

بازم صبورانه انتظارت رو کشيدم و تو در حالي که تلويزيون رو نگاه مي‌کردي، شام خوردي، و باز هم با من صحبت نکردي!

موقع خواب...  فکر مي‌کنم خيلي خسته بودي... بعد از اون که به خانواده‌ات شب به خير گفتي، به رختخواب رفتي و فوراً به خوابيدي!

اشکالي نداره! احتمالاً متوجه نشدي که من هميشه در کنارت و براي کمک به تو آماده‌ام، من صبورم، بيش از آنچه كه تو فکرشو ‌مي‌کني. حتي دلم مي خواد يادت بدهم که تو چه طور با ديگران صبور باشي!

من اون قدر دوستت دارم که هر روز منتظرتم. منتظر يک سر تکان دادن، دعا كردن، فکر، يا گوشه‌اي از قلبت که متوجه من باشه!

خيلي سخته که يه مکالمه يک طرفه داشته باشي!

خوب، من بازم منتظرت هستم، سراسر پر از عشق تو...

اگه بدوني من چقدر دوستت دارم و منتظرتم كه بيايي و با من درد دل كني، واقعا گريه‌ات مي‌گيره! گريه‌ي شوق!

به اميد اون که شايد امروز کمي از وقتتو به من بدي!

دوست و دوستدارت: خدا

  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 18:0  توسط منتظر عاشق  | 

به هوش باش!

حاسبو قبل ان تحاسبو

پاهايت‌ را هر كجاي‌ زمين‌ كه‌ بگذاري‌ آن‌ را به‌ خاطر خواهد سپرد،

جاهايي‌ قدم‌ بگذار كه‌ وقتي‌ فيلم‌ تكرار گام‌هايت‌ را گذاشتند از مكان‌هاي‌ رفته‌ پشيمان‌ نشوي‌.

 

 دست‌هايت‌ هر كاري‌ كنند، هر چه‌ را لمس‌ كرده‌ باشي،‌ در حافظه‌ سر انگشتانت‌ باقي‌ خواهد ماند،

خوشا به‌حال‌ دست‌هايي‌ كه‌ حرمت‌ نگه‌ مي‌دارند، مي‌آفرينند و سجده‌ مي‌كنند.

 

هميشه‌ فكر مي‌كني‌ تو با چشم‌هايت‌ مي‌بيني،‌

درحالي‌ كه‌ آنچه‌ را ديده‌اي‌ از چشم‌هايت‌ عكس‌ يادگاري‌خواهد گرفت‌ و روزي‌ به‌ تو يادآور خواهد شد كه‌ كجا را ديده‌اي‌.

 

به‌ شعور سلول‌هاي‌ بدنت‌ و به‌ شعور طبيعت‌ ايمان‌ بياور و حواست‌ به‌ حرف‌ زدنت‌ باشد،

گلي‌ كه‌ آن‌ روز فكر كردي‌ نمي‌شنود، تمام‌ حرف‌هايت‌ را به‌ خاطر سپرد تا روزي‌ بگويد كه‌ آنجا تنها نبوده‌اي‌.

 

من‌ از ضبط هميشگي‌ تو حرف‌ مي‌زنم‌، از اثري‌ كه‌ بر هر چيزي‌ مي‌گذاري،

آثاري‌ كه‌ هرگز از بين ‌نمي‌روند.

 

ما با هر حركت‌ و هر فكر در اين‌ دنيا، گوشه‌اي‌ از شكل‌ خود را براي‌ آن‌ دنيا نقاشي‌ مي‌كنيم‌.

كاش‌ اين ‌تصوير زيبا باشد طوري‌ كه‌ وقتي‌ براي‌ آخرين‌ بار چشممان‌ را مي‌بنديم‌ دل‌ زمين‌ برايمان‌ تنگ‌ شود.

آن‌قدر كه‌ خاك‌ كربلا هنوز به‌ خون‌ حسين‌(ع‌) مي‌بالد و دلتنگ‌ اوست‌! 

عشق خدا به بنده‌اش!

واقعا اگر مردم اين گفته خداوند را مي‌دانستند، يك لحظه تامل نمي‌كردند و به آغوش گرم او بازمي‌گشتند:

"آنان که روي از درگاه من برگردانده‌اند، اگر مي دانستند چقدر دلم برايشان تنگ شده است...

اگر مي‌دانستند، بندبند وجودشان به شوق من، از هم مي گسست...

و پاره‌هاي جانشان به اشتياق از هم مي گسيخت...

و دل و قلب‌شان از خوشي آب مي‌شد...

اگر مي‌دانستند... اي فرزند آدم!"

بنابراين همه ما اگر سياه يا هر رنگ ديگر هستيم باز هم آغوش مهربانترين مهربانان بر ما باز است.

در ضمن آدم وقتي خدا رو بزرگ مي‌بينه كه خودش رو كوچيك ببينه!

 

 

 

خدا، انسان وعشق؛

اين است "امانتي" كه بر دوش آدم، سنگيني مي كند.

واين است آن "پيماني" كه در نخستين بامداد خلقت با خدا بستيم، و "خلافت" او را در كوير زمين تعهد كرديم.

ما براي همين "هبوط" كرديم، و اين چنين است که به سوي او باز مي گرديم.

 دکترعلي شريعتي

  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 15:54  توسط منتظر عاشق  | 

حرف دل

 

فرا رسيدن بهار طبيعت و سال نو بر همه دوستان عزيز مبارك باد.

 

اين مطلب به نقل از وبلاگ ياس ونرگس

 

بهار من سلام

يک سلام عاشقانه

و بعد

و بعد نوروزي ديگر...

اما هر روزي که مي آيد مگر نوروز نيست؟

به من مي‌گويند چرا از بهار نمي نويسي؟

چرا صفحات دلت را همراه با آمدن بهار بهاري نميکني؟

 

اما ...

اما مگر من از بهار نگفتم؟

به خدا از بهار گفتم

هر بار که نوشتم از بهار زندگي حرف زدمو حرف زدم

آنقدر که گاهي ديگر نمي دانستم از بهار گفتن را با کدام حرف آغاز کنم که همچو بار قبل نباشد!

آنقدر از بهارم که تو باشي گفتم

گفتم

گفتم

اما نيامدي

نيامدي که بهاري شوم... همچو گل‌هاي سبزپوش باغچه‌ي خانه‌ي مان که هر سال لباس‌هاي سبزشان را ‌مي‌پوشند و وقتي نگاهشان مي‌کنم سرشان را به نشانه ي شادي مي‌چرخانند

 

نگاهي به نشانه‌ي رضايت از رضايتشان مي‌کنم و مي‌روم!

مي‌روم پي کارم!

و تمام مدت لحظه‌هايم را به اين فکر مي‌کنم که بهار من کجاست؟

کي مي آيد؟

دلم خشکيد!

يخ زد!

سنگ سرمايش زدند. . . سرش شکست

سنگ خزانش زدند. . . دلش شکست

 

بهار سبز زندگيم

با اينکه دلم يخ زده از سرما

اما با چشمان منتظرم چشم به راهت هستم

و مي مانم

تنها دستم را بگير!

 

همين برايم کافيست تا طوفان ها و گرد بادهاي روزگار من سرمازده را از پا نيندازد.

 

...

 

آقاي خوبم

بهار در راهم

هر چقدر که باشه منتظرت مي‌مونيم

و همه مون مي‌دونيم پشت اين روزها روز آمدن تو عاشقانه زمينيان را به تماشا نشسته تا بيايد و بهاريمان کند

از خدا مي‌خوام که اين سال جديد با ظهور تو براموون بهترينا رو رقم بزنه

از خدا مي‌خوام که توي اين سال جديد همه‌ي غماي دلت تموم شن و لبخندتو جد بزرگوارت و مادر عزيزت ببينن

و همه‌ي ذرات هستي از شادي تو شاد شن و بخندن

 

الهي قربونت برم

مني که اصلا ارزش نوشتن واسه تو رو ندارم. . . تويي که جاناني

عشقي

آرزويي

بهاري

عمري

زندگي اي

 

سرسبز ترين بهار تقديم تو باد!

 

 

 

امسال توفيقي دست داد كه سال تحويل رو در لباس خادمي آقامون حضرت امام رضا (ع) در حرمش حضور داشته باشم! سال تحويل و شور و شوق زائراني كه از هزاران كيلومتر راه آمده بودند تا در كنار آقا و مولاشون سال رو تحويل كنند و وارد سال جديد بشن. تقريبا يك ساعت به سال تحويل به علت كثرت جمعيت دربهاي صحن‌هاي حرم بسته شد، و در تمام خيابانهاي منتهي به حرم تا كيلومترها جمعيت عاشقان آقا ايستاده بودند و رو به حرم آقا دعاي توسل را زمزمه مي‌كردند، شور و شوق و اشك زوار آقا همه ما خدام رو هم تحت تاثير قرار داده بود، زواري كه مثل باران بهاري اشك مي‌ريختند و با آقاشون نجوا مي‌كردند، من حقير هم تحت تاثير اشك زائران آقا، نايب‌الزياره همه شما عزيزان و عاشقان آقا بودم، همه عاشقاني كه دوست داشتند در آن لحظه در آن جا حضور داشتند و نتوانسته بودند حاضر شوند.

اين عكس هم تقديم به همه عاشقان آقا امام رضا(ع)

 

 

  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 10:36  توسط منتظر عاشق  | 

السلام عليك يا علي بن موسي الرضا

سالروز شهادت ولي نعمت و آقامون علي بن موسي الرضا بر همه عاشقان آن حضرت تسليت باد.

حضرت رضا(ع) فرمود:((ان يکونَِِِِِ ذاکرأ غََير ناس و لا بطرأ))،( علت و جود نماز اين است ) که آدمی هميشه هشيار باشد تا گرد و غبار فراموشی حق، بر دل او سايه بيفکند و مغرور نگردد.                      (وسائل الشيعه،ج 3، ص5)

امام رضا(ع) می فرمايند: هر کس مسلمان تهيدستی را ديدار کند و به او سلام دهد، اما متفاوت با سلامی که به ثروتمندان می دهد، روز قيامت، خداوند را ديدار می کند، در حالی که خدا بر او خشمگين است.

امام رضا(ع) می فرمايند: از بهترين نوع صدقه، ياری کردن تو نسبت به ناتوان است.

امام رضا(ع) می فرمايند: کسی که گره از کار مؤمنی بگشايد و شادش کند، خداوند هم در روز قيامت، کار بسته او را می گشايد.

امام رضا(ع) می فرمايند: تميزی و پاکيزگی از اخلاق پيامبران است.

امام رضا(ع) می فرمايند: هيچ بنده ای به کمال حقيقی ايمان نمی رسد، تا اينکه اين سه خصلت در او باشد: دين شناسی، اندازه و برنامه‌ريزی در زندگی و شکيبايی بر سختی‌ها و ناملايمات. 

نمونه‌ای از تعاليم امام رضا(ع)

1- کسی که به زبان، استغفار کند ولی در دل پشيمان نباشد، همانا خود را مسخره کرده است.

2- کسی که از خداوند طلب توفيق کند وليکن سعی و تلاش نکند، همانا خود را مسخره کرده است.

3- کسی که از خداوند از خداوند طلب  بهشت کند ولی در شدائد و سختی‌های عبادت و اطاعت خدا مقاومت نکند و به راحتی تن به گناه دهد، همانا خود را مسخره کرده است.

4- کسی که از آتش جنهم به خدا پناه برد ولی ترک شهوات دنيوی را نکند، همانا خود  را مسخره کرده است.


روايت شده: حضرت رضا(ع) پس از نماز صبح، از آغاز فجر تا طلوع خورشيد با هيچ کس سخن نمی گفت، و اگر نيازی به سخن مهم پيدا می کرد، با جابه جايی و اشاره، آن را ادا می نمود.

 به اميد استفاده و بهره مند شدن از فيوضات و برکات بسيار ارجمند ساعت بين طلوع فجر و طلوع خورشيد، استغفار و قرائت قرآن و مناجات و راز و نياز يا خدا، در اين وقت بسيار مطلوب است.

 در اين ساعت در بر سينه ات بگذار و هفتاد بار بگو: ((يا فتاح)) {ای خداوند گشايش بخش} و دعای زير را مکرر بخوان:

((لا اله ال الله وحدهُ لا شريک لهُ، له الملکُ و له الحمد، يحيی و يميتُ و هو حیّ لا يموت، بيده الخير و هو علی کل شی قديرُ.))


  

 

                                اللهم عجل لوليك الفرج   

                           اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 12:29  توسط منتظر عاشق  |