
به هوش باش!
پاهايت را هر كجاي زمين كه بگذاري آن را به خاطر خواهد سپرد،
جاهايي قدم بگذار كه وقتي فيلم تكرار گامهايت را گذاشتند از مكانهاي رفته پشيمان نشوي.
دستهايت هر كاري كنند، هر چه را لمس كرده باشي، در حافظه سر انگشتانت باقي خواهد ماند،
خوشا بهحال دستهايي كه حرمت نگه ميدارند، ميآفرينند و سجده ميكنند.
هميشه فكر ميكني تو با چشمهايت ميبيني،
درحالي كه آنچه را ديدهاي از چشمهايت عكس يادگاريخواهد گرفت و روزي به تو يادآور خواهد شد كه كجا را ديدهاي.
به شعور سلولهاي بدنت و به شعور طبيعت ايمان بياور و حواست به حرف زدنت باشد،
گلي كه آن روز فكر كردي نميشنود، تمام حرفهايت را به خاطر سپرد تا روزي بگويد كه آنجا تنها نبودهاي.
من از ضبط هميشگي تو حرف ميزنم، از اثري كه بر هر چيزي ميگذاري،
آثاري كه هرگز از بين نميروند.
ما با هر حركت و هر فكر در اين دنيا، گوشهاي از شكل خود را براي آن دنيا نقاشي ميكنيم.
كاش اين تصوير زيبا باشد طوري كه وقتي براي آخرين بار چشممان را ميبنديم دل زمين برايمان تنگ شود.
آنقدر كه خاك كربلا هنوز به خون حسين(ع) ميبالد و دلتنگ اوست!

عشق خدا به بندهاش!
واقعا اگر مردم اين گفته خداوند را ميدانستند، يك لحظه تامل نميكردند و به آغوش گرم او بازميگشتند:
"آنان که روي از درگاه من برگرداندهاند، اگر مي دانستند چقدر دلم برايشان تنگ شده است...
اگر ميدانستند، بندبند وجودشان به شوق من، از هم مي گسست...
و پارههاي جانشان به اشتياق از هم مي گسيخت...
و دل و قلبشان از خوشي آب ميشد...
اگر ميدانستند... اي فرزند آدم!"
بنابراين همه ما اگر سياه يا هر رنگ ديگر هستيم باز هم آغوش مهربانترين مهربانان بر ما باز است.
در ضمن آدم وقتي خدا رو بزرگ ميبينه كه خودش رو كوچيك ببينه!

خدا، انسان وعشق؛
اين است "امانتي" كه بر دوش آدم، سنگيني مي كند.
واين است آن "پيماني" كه در نخستين بامداد خلقت با خدا بستيم، و "خلافت" او را در كوير زمين تعهد كرديم.
ما براي همين "هبوط" كرديم، و اين چنين است که به سوي او باز مي گرديم.
دکترعلي شريعتي

اللهم عجل لوليك الفرج ![]()
